
تفاوت با اختلال شخصیت وسواسی جبری بااختلال وسواس
اختلال وسواس فکری عملی (به انگلیسی: Obsessive-compulsive disorder، به اختصار OCD)، یک اختلال اضطرابی است.
اختلال وسواسی فکری عملی نوعی اختلال اضطرابی مزمن است که با اشتغال ذهنی مفرط در مورد نظم و ترتیب و امور جزئی و همچنین کمالطلبی همراه است، تا حدی که به از دست دادن انعطافپذیری، صراحت و کارائی میانجامد
در اختلال وسواسی-فکری عملی افکار وسواسگونه و اضطرابآور با وسواسهای عملی همراه میشود. این وسواسهای عملی کارهایی وسواسگونه هستند که شخص برای کوشش در راه کاهش وسواسهای فکری خود انجام میدهد. این کردارها تکراری و کلیشهای و تا اندازهای غیرارادی هستندوسواس شامل احساس، اندیشه یا تصویر ذهنی مزاحم است و اجبار شامل رفتاری آگاهانه و عودکنندهاست. ریشه بیماری وسواس اضطراب است و بیماری به دو شکل فکری و عملی بروز میکند. چنانچه بیمار در برابر انجام عمل وسواسی مقاومت کند، اضطرابش بیشتر میشود. گاهی اوقات کودکان هم دچار وسواس میشوند که معمولاً نشانههای آن رفتارهای پرخاشگرانه، تکرار کلمات و یا لجبازی با اطرافیان است
فرد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی برای کاهش اضطراب خود که ناشی از فکر مزاحم، دست به انجام عملی میزند که اضطراب او را کاهش دهد که این خود میتواند به شدت اختلال کمک کند.
تحقیقات نشان میدهد بین یک تا سه درصد جامعه ممکن است به اختلال وسواس فکری عملی مبتلا باشند...
وسواس فکریوسواس فکری در مبتلایان به این بیماری عقیده، هیجان یا تکانهایست که مکررا و مصرانه برخلاف میل شخص خود را وارد ضمیر هشیار او میکند. این افکار، تکانهها یا تصاویر ذهنی به طور مکرر و مقاوم برای شخص اتفاق افتاده، ناراحتی و اضطراب بارزی را در او بر میانگیزند.
معمولا شخص میکوشد آنها را نادیده گرفته، از ذهن خود بیرون کند و یا با عمل و فکر دیگری خنثی کند و البته آگاهی دارد که این پدیدههای مزاحم حاصل ذهن خود او هستند و مثل تزریق افکار از خارج تحمیل نمیشوند
وسواس عملی
وسواس عملی تکانه غیرقابل مقاومتی برای انجام یک عمل غیر منطقی (مانند شستن مکرر) است
روانکاوی
واکنشسازی، ابطال، جداسازی، توجیه عقلی و دلیلتراشی مهمترین دفاعهای روانی هستند که ممکن است منجر به پیدایش وسواس شوند
همهگیری
مردان و زنان به یک اندازه ممکن است به اختلال وسواسی جبری مبتلا شوند. اما ابتلا به این اختلال در مردان عمدتاً در سنین پایین تری نسبت به زنان روی میدهد
احتمال تطابق در دوقلوهای همسان بالاتر است.
تفاوت با اختلال شخصیت وسواسی جبری
اختلال وسواس فکری عملی (OCD) با اختلال شخصیتی وسواس جبری (OCPD) تفاوت بسیاری دارد رجوع شود به کتاب دی اس ام نسخه چهار
درمان
درمان رفتاری(behavioral therapy)، درمان شناختی رفتاری (cognitive behavioral therapy) و درمان دارویی(medications)از روشهای متداول در درمان این اختلال میباشد. ار تکنیکهای موثر که در دو روش اول از آن استفاده میشود میتوان به ممانعت از پاسخ به افکاروسواس گونه و انجام این اعمال، اشاره نمود. برای مثال ممکن است شخصی با تصور اینکه یک وسیله مانند یک پارچه آلوده میباشد از لمس آن خودداری نماید. در حالیکه آن پارچه تنها به پارچهای دیگر که باته یک خلال دندان تماس داشته، برخورد داشتهاست. این یک رفتار وسواس گونه میباشد که برای ممانعت از پاسخ دادن به آن میتوان از شستن آن پارچه خودداری نمود و به تدریج بر اضطراب ناشی از انجام ندادن رفتارهای عادت شده، غلبه کرد. با دارو و روان درمانی تلاش در بهبود بیماری میشود. از موثرترین راهکارهای تجربه شده جهت رهایی از این اختلال فکری، درمان شناختی رفتاری یا Cognitive behavioral therapy است. از داروهای مهارکننده بازجذب سروتونین مانند فلوکستین و ضدافسردگیهای سه حلقهای به خصوص کلومیپرامین نیز استفاده میشود. و یا ۱. توافق در تنظیم فهرستی از مشکلات؛ ۲. تدوین یک صورتبندی روانشناختی از مشکل شامل عوامل زمینهساز، آشکارساز و عوامل نگهدارنده فعلی؛ ۳. ارزیابی میزان تناسب درمان روانشناختی؛ ۴. فراهم کردن وسیلهای برای ارزیابی پیشرفت کار. از سوی دیگر، هدف درمان قرار دادن فرد در بالاترین سطح ممکن رویارویی و در عین حال، حذف هر نوع خنثیسازی است. در غیر این صورت، خنثیسازی باعث میشود که فرد مبتلا به OCD به انتهای جلسه رویارویی برسد، بدون آنکه مقابله کاملی با ترسها صورت گرفته باشد. درمان با مشارکت بیمار و با این هدف که بیمار هرچه زودتر در فرایند درمان، مسؤولیت برنامهریزی و ادامه آن را خود بپذیرد، صورت میگیرد. استفاده گسترده از تکالیف خانگی باعث میشود که نیل به هدفهای درمانی زودتر و با کارایی بیشتری انجام پذیرد. در مراحل بعدی درمان، بیمار خود مسؤولیت اجرا و برنامهریزی را برعهده میگیرد
پارانویا
اصطلاحی ست که توسط متخصصان سلامت روان برای توصیف سوءظن یا عدم اعتماد بکار برده شده است. سوءظن ساده، پارانویا نیست. انواع پارانویا می تواند به سه دسته تقسیم شود:
1- اختلال شخصیت پارانوئید (سوئظن – سرد و گوشه گیر – حساسیت)
2- اختلال هذیانی پارانوئید
3- اسکیزوفرنی پارانوئید (روان پریشی)
قسمت اول: اختلال شخصیت پارانوئید
فرهاد در یک اداره ی بزرگ مشغول به کارست. هنگامیکه دیگر همکاران، ترفیع دریافت می کنند، او احساس می کند رئیس، برنامه ای برای او دارد و هیچگاه ارزشی برایش قائل نیست. او اطمینان دارد که همکارانش مهارت های او را دست کم می گیرند. هنگامیکه دیگران مشغول صرف چای هستند به آنان خیره می شود، چراکه فکر میکند آنان وقتشان را صرف صحبت کردن درباره ی او می کنند. اگر ببیند گروهی از افراد در حال خندیدن هستند تصور می کند او را مسخره می کنند و بیشتر وقتش را به فکرکردن درباره ی بدرفتاری هایی که به او کرده اند صرف می کند.این عمل او را رنج می دهد، رئیس به او می گوید که یا باید خودش را اصلاح کند و یا در سمت پایین تری ایفای نقش نماید.
این موضوع سوءظن فرهاد را به طور کامل تقویت کرده است. او در مدت کمتر از هفت سال، شش بار شغلش را عوض کرده است. فرهاد اختلال شخصیت پارانوئید دارد.
شماری از مردم، بدون دلیل، سوءظن دارند؛ تا جایی که افکار پارانوئید، کاروزندگی خانوادگی آنان را مختل کرده است. به این قبیل افراد گفته می شود که شخصیت پارانوئید دارند که ویژگی آنان چنین است:
1- سوءظن (عدم اعتماد دائم)
2- حساسیت
3- سرد و گوشه گیر
سوء ظن
بی شک نشانه های پارانوئید عدم اعتماد است. افراد دارای اختلال شخصیت پارانوئید به طور دائم در یک حالت آماده باش به خود می گیرند چرا که دنیا را به عنوان یک مکان تهدید آمیز تلقی می کنند. آنان به طور کامل مراقب بوده و ممکن است در جست و جوی نشانه های تهدید آمیز برآیند.
افرادی که از پارانوئید رنج می برند، نمی توانند از ترس ها رهایی یابند. آنان به طور دائم در انتظار فریب و نیرنگ از طرف دیگران هستند و در وفاداری و صداقت آنان شک دارند.
حساسیت
آنان به این دلیل که حالت گوش به زنگ فوق العاده ای دارند به چیزهایی خیلی پیش پا افتاده توجه می کنند و ممکن است در جایی که هیچ گونه تقصیری ندارند، احساس گناه کنند؛ در نتیجه تمایل دارند تدافعی و مخالفت جویانه عمل کنند. هنگامیکه مرتکب خطایی می شوند، نمی توانند انتقاد را بپذیرند، حتی کمترین انتقاد را. با وجود این، بسیار زیاد از دیگران انتقاد می کنند. ممکن است دیگران بگویند که این افراد از کاه، کوه می سازند.
سرد و گوشه گیر
این افراد علاوه براینکه ناسازگار و جدی هستند، از نظر عاطفی نیز اغلب جدا از دیگران می باشند. آنان به نظر سرد می آیند و در واقع، در برابر دیگران از ابراز صمیمیت پرهیز می کنند، آنان به خاطر عقلانیت و واقع گرایی، به خودشان می بالند. به احتمال زیاد در جامعه عملکرد ناشایسته ای از خود نشان می دهند و ممکن است در جست و جوی یک جایگاه اجتماعی برآیند.
http://thinktheory.blogfa.com
تاثير نماز بر اختلال شخصيت پارانوئيد
يا أيها الذين آمنوا اجتنبوا كثيرا من الظن ان بعض الظن اثم …
سوره مباركه حجرات ـ آيه 12
شايد بد نباشد “ شخصيت پارانوئيد “ را به “ شخصيت ظنين ” ترجمه نمائيم . چرا كه مبتلايان به اين اختلال ، دچار سوء ظن عميق و عدم اعتماد نسبت به بسياري از اطرافيان خودمي باشند . اين اختلال كه به طور شايعي در مردان بيش از زنها ديده مي شود معمولا در اوايل جواني آغاز مي گردد و در جامعه ما با عناوين مختلفي مثل بدبين ، متعصب يا دل سياه ! و .. شناخته مي شود.
مبتلايان به اين عارضه كارهاي اطرافيانشان را براي خود به شدت تحقير كننده يا تهديد آميز مي دانند و پيوسته نگران نوعي آسيب ديدن يا سوء استفاده از جانب ديگران هستند . اين افراد با اين كه به كرات ، وفاداري و قابل اعتماد بودن دوستان و خويشاوندان خود را مورد ارزيابي و پرسش قرار مي دهند ، اما با اين وجود باز هم به دوستي و همراهي آنان شك دارند.
مسئله شايع در مورد مبتلايان به اين بيماري ، شك و سوء ظن دائمي و بدون دليلي است كه در مورد وفاداري همسران خود به خرج مي دهند و پيوسته در جستجوي شواهدي از خيانت همسران خود بر مي آيند . بدين ترتيب رفتار آنها پيوسته در اطرافيانشان ترس و تعارض ايجاد مي كند و به طور كلي اين بيماران در زمينه كار و زندگي با ديگران دچار مشكلات هميشگي هستند و مسائل شغلي و زناشوئي فراواني برايشان ايجاد مي شود . چرا كه آنها در بسياري از مسائل ساده و خوش خيم زندگي ، نشانه هايي از تحقير يا اهانت مي يابند . مثلا “ تصور مي كنند كه فلان همسايه به قصد آزارشان ظرف زباله را دم در گذاشته است !؟!
در مورد درمان اين بيماري دانش پزشكي چندان توفيقي نداشته است و چه بسا كه اين بيماري در تمام طول عمر فرد برطرف نشود ، اما آيين اسلام كثير الظن بودن را نوعي گناه به حساب مي آورد و در واقع مهر تاييد بر بيمار بودن اين افراد مي زند . پس مي توان انتظار داشت هر دستور اسلامي از جمله نماز ، كه گناه را از انسان دور مي كند ، در زدودن بيماري گناه آلود نيز موثر واقع شود .(2)
همانطور كه اشاره كرديم شروع اين اختلال در آغاز جواني مي باشد ، يعني زمانيكه چند سالي از وجوب فريضه نماز گذشته است و انسان نمازگزار سالهاست كه در نماز خود
“ الحمدلله رب العالمين ” گفته است و خداي را به بزرگي و احاطه كامل بر جهان و جهانيان ستوده است و بدين ترتيب اين باور را در وجود خويش ملكه ساخته است كه “” جهان را صاحبي است خدا نام ، كه برگي بي اذن و اجازت او بر زمين نمي افتد “ و با زمزمه مدام
” اياك نعبد و اياك نستعين ” بدين باور قلبي رسيده است كه همه كار خود ، همه زندگي خود و همه هستي خودش را فقط به خدايي اينچنين قدرتمند بسپرد و از هيچ اتفاق ناگواري ، نگران نباشد و نينديشد .
تكرار اين باور عميق ايماني ، بارها و بارها در طي شبانه روز ، نمازگزار را بدانجا مي رساند ، كه حتي اگر در اطرافيان خود رفتاري را تهديدكننده يا تحقير آميز بيابد و يا به ظني در رابطه با همسر يا بستگان خود برسد ، با تكيه بر همان نماز و ايمان ، از سوء ظن گناه آلود بپرهيزد و حساب را با پروردگار منتقم و حضرت كرام الكاتبين اندازد .
به قول حافظ شيرازي گوي شيراز :
كار خود گر به خدا بازگذاري حافظ اي بسا عيش كه با بخت خدا داده كني
هر چند كه به نظر مي رسد در بعد پيشگيري ، با توجه به آن كه سن شيوع و شروع اين اختلال در آغاز جواني و سالها پس از وجوب نماز است ، بروز اين اختلال در نمازگزاران بسي غير قابل معمول تر از افراد تارك الصلوه باشد .
اختلال شخصیت پارانوئید
کارمند جوانی را تصور کنید که قرار است ترفیع بگیرد. او میداند که کارش را خوب انجام داده و احتمالا سزاوار امتیاز مناسبی است. ولی احساس اضطراب میکند و فکر میکند که شاید یکی از همکارانش میکوشد جلوی پیشرفتهای او را بگیرد. وقتی دوستان وی از ترس او آگاه میشوند، او را پارانوئید میخوانند و میگویند او احتمالا چنین وضعی را خیال میکند.
اغلب ما نگرانیهای مشابهی داریم که از موقعیتهای به خصوصی سرچشمه میگیرند. این نگرانیها زودگذر و به راحتی رفع میشوند. اما نگرانی برخی افراد به راحتی و به این آسانی از بین نمیرود. در واقع آنها بیشتر زندگی خود را صرف وارسی محیط برای یافتن نشانه هایی میکنند که احساسهای پارانوئیدی آنها را تایید کند.
برخلاف کارمندی که لحظه های «پارانوئید» اندکی دارد، افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید همواره نسبت به انگیزههای دیگران بدگمانند، آنها در حالی که قادر به انجام دادن وظایف خود هستند و روانپریش نیستند، همواره گرفتار بی اعتمادی عمیق اند.
برجسته ترین ویژگیهای اختلال شخصیت پارانوئید عبارتند از: بی اعتمادی و بدگمانی فراگیر و دیرین نسبت به دیگران، حساسیت زیاد نسبت به بی اعتنایی و گرایش به وارسی کردن محیط برای یافتن و برداشت گزینشی نشانه هایی که افکار و نگرشهای زیانمند را تایید میکنند. این افراد اهل جرو بحث، خشک و عصبیاند، مسئولیت احساسات خود را نپذیرفته و آن را به دیگران نسبت میدهند. به نظر میرسد که آنها آماده حمله کردن هستند. آنها به اغراق کردن تمایل دارند، به اینکه از کاه کوه بسازند و انگیزههای پنهان و معانی خاصی در رفتار غیرمغرضانه دیگران بیابند. تقریبا همه آنها نگران نوعی آسیب دیدن و سوء استفاده از جانب دیگران هستند. مبتلایان به این اختلال به کرات وفاداری و قابل اعتماد بودن دوستان و بستگان و همسر خود را مورد پرسش قرار میدهند. دارای هوش خوب و حافظه عالی و جزئی نگر و دقیق هستند.
چنین افرادی غالبا حسادت بیمارگونه دارند و بدون دلیل وفاداری همسر و شریک جنسی خود را مورد تردید قرار میدهند.
میزان شیوع و همه گیر شناسیمیزان شیوع این اختلال در بیماران روانپزشکی دو تا ده درصد و در جمعیت عمومی ۵/۰ تا ۵/۲ درصد است. افراد مبتلا به این اختلال ندرتاْ خود به دنبال معالجه میروند. آنها زمانی که توسط همسر یا کارفرما برای درمان معرفی میشوند، قادر به جمع وجور کردن خود هستند.
از آنجایی که این اختلال در بستگان بیماران اسکیزوفرنیک بیشتر از گروه کنترل مشاهده میگردد، تصور میشود رابطهای میان آن دو وجود داشته باشد. در واقع افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید و اختلال اسکیزوفرنیک ساختار ژنتیکی مشابهی دارند. این اختلال در مردها بیشتر از زنها دیده میشود و در میان گروههای اقلیت، مهاجران و ناشنوایان شایعتر از جمعیت کلی است.
▪ معیارهای تشخیص
افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید دارای تنش عضلانی اند، ناتوانی برای احساس آرامش و نیاز به کاوش محیط برای پیدا کردن سرنخ در آنها دیده میشود. جدی و عبوساند. در گفتار، منطقی و معطوف به هدف هستند و محتوای فکر آنها حاکی از فرافکنی و تعصب است. ممکن است خطاهای حسی نیز داشته باشند. این افراد برای دیگران افرادی فاقد هیجان و احساس هستند. آنها به منطقی و عینی بودن خود افتخار میکنند. برای قدرت و مقام اهمیت خاصی قائلند و نسبت به افراد ضعیف وملایم طبع و علیل و ناقص ابراز ناخرسندی و نفرت میکنند. در موقعیتهای اجتماعی ممکن است افرادی کارا و مرتب به نظر برسند، اما در دیگران ایجاد ترس و تعارض میکنند.
اگر فردی چهار معیار از هفت معیار زیر را داشته باشد، مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید است؛ لیکن این معیارها نباید ناشی از اختلال روانی دیگر مانند اسکیزوفرنی یا اختلال خلقی باشد. همچنین نباید ناشی از تاثیر مستقیم یک اختلال طبی عمومی و مصرف مواد باشد.
این هفت معیار عبارتند از:
۱) بدون دلیل کافی ظن میبرد که دیگران از او سوء استفاده میکنند یا فریبش میدهند.
۲) بدون دلیل کافی وفاداری و قابلیت اعتماد دوستان و بستگان خود را مورد سوال قرار میدهد.
۳) در اعتماد به دیگران مردد است، زیرا میترسد از اطلاعات او بر علیه خودش استفاده شود.
۴) در اشارات و اتفاقات خوشخیم، معانی تحقیرآمیز و تهدیدکننده میبیند.
۵) مدام کینه میورزد، یعنی تحقیر و بیاعتنائی و اهانت را نمیبخشد.
۶) فرد تصور میکند دیگران در حال حمله به رفتار و شخصیت وی هستند؛ در واقع شخصیت وی را زیر سوال میبرند. این در حالی است که دیگران این مساله را درک نمیکنند و چه بسا که ممکن است چنین قصدی نیز نداشته باشند. وی ممکن است براساس این تصورغلط خود، حمله متقابل سریع داشته باشد و پاسخ پرخاشگرانه و خشمگینانه از خود نشان دهد.
۷) سوءظن مکرر و بدون پایه و اساس نسبت به وفاداری همسر یا شریک جنسیاش دارد.
● سبب شناسی اختلال شخصیت پارانوئید
در سبب شناسی این اختلال دو علت کلی مطرح است: علل فیزیولوژیکی و علل روانی.
در علل فیزیولوژیکی سه علت اساسی ژنتیک، هورمونها و پیکهای عصبی مطرح میشوند. مهمترین پیکهای عصبی، دوپامین و سروتونین هستند که باعث کاهش نشخوارهای ذهنی میشوند و شاید این فرضیه مطرح باشد که چون افراد پارانوئید نشخوارهای ذهنی زیادی دارند، پس شاید این دو پیک عصبی در اعصاب آنها کمتر از حالت طبیعی باشد.
در سبب شناسی روانی، دو دیدگاه روانکاوی و تربیتی مطرح است.
به اعتقاد فروید، پارانوئید نتیجه مکانیسمهای روان انسان در برابر خواستههای هم جنسخواهانه است. در واقع افراد هم جنسگرا برای مبارزه با این میل خود به همجنسشان، موضع مخالف و مقابل احساس خود را نسبت به همجنس انتخاب میکنند. یعنی جمله "من او را دوست دارم" تبدیل به جمله "من از او متنفرم"، میشود. سپس براساس مکانیزم دفاعی فرافکنی، به جمله "او از من متنفر است"، تبدیل میگردد و نهایتا به این جمله میرسد که "او مرا آزار میدهد"، و اینجاست که تفکر پارانوئیدی شکل میگیرد. البته این نظریه امروزه رد شده است و پایه و اساس علمی ندارد.
در نظریه تربیتی، علت به وجود آمدن این اختلال، تربیت بیش کنترل شده و تحقیرکننده والدین و گاهی همراه با سوء استفاده تنبیه میباشد.
دو علت عمده تنبیه شدن زیاد این کودکان توسط والدین عبارتند از:
۱) به علت فاش کردن اسرار خانواده، والدین کودکان را تنبیه میکنند. این مساله باعث میشود که کودکان پس از آن، از بازگو کردن مطالب خود اجتناب کنند و خود نیز به افرادی پرخاشگر و عصبی و بیش کنترل کننده تبدیل شوند.
۲) دلیل دوم تنبیه شدن این کودکان از جانب والدین، وابستگی آنها به والدین است. در واقع والدین این کودکان میخواهند که استقلال را در فرزندانشان ایجاد کنند و مانع وابستگی کودک به خود شوند. لیکن روش نامناسب تنبیه و طرد کردن را انتخاب میکنند که باعث میشود کودکان آنها افرادی سرد و دوری گزین شوند.
این والدین، کودکان خود را "بزرگسالان کوچک" میدانند که باید همه چیز را بدانند و رعایت کنند. این کودکان ممکن است برای اعتماد کردن و کمک گرفتن ازدیگران و حتی گریه کردن، از جانب والدین خود تنبیه شوند. بسیاری از مواقع برای کارهای نکرده عذرخواهی میکنند و به قول معروف تمام کاسه کوزهها بر سر آنها میشکند. این کودکان «بیش تعمیم دهی» را، که یک خطای ذهنی است، از والدین و خانواده خود میآموزند. یعنی مثلا اگر روزی شخصی به آنها خیانت و بیاحترامی و ... کرده است، اعتماد خود را نسبت به افراد دیگر نیز از دست میدهند و شروع به تعمیم دادن میکنند.
یکی دیگر از نظریهها در مورد این افراد این است که «اعتماد بنیادین»، که باید در سال اول زندگی در انسانها شکل بگیرد، در این افراد شکل نگرفته و تبدیل به بیاعتمادی شده است. علت اصلی این مساله ناتوانی مادر در مراقبت صحیح و همراه با محبت در دوران نوزادی و طفولیت است. در واقع زمانی که مادر نسبت به نیازهای کودک خود به اندازه کافی حساس و همیشه در دسترس نباشد، بذر بیاعتمادی در خاک حاصلخیز روان کودک کاشته میشود و زمینه را برای اختلال شخصیت پارانوئید فراهم میکند.
از طرفی این کودکان برای داشتن استقلال، تقویت و تشویق میشوند و این مساله باعث باقی ماندن این خصوصیات در آنها میشود و شاید یک دلیل اینکه آنها در بزرگسالی افرادی با صلاحیت و شایسته میشوند، همین عامل باشد. این افراد در برابر الکل و موادی که مانند کوکائین و آمفتامین، به آنها احساس کنترل و قدرت میدهد، آسیب پذیرند.
● اختلالات همراه با اختلال شخصیت پارانوئید
این اختلال میتواند همراه با اختلالات روانشناختی دیگری همچون افسردگی، وسواس، سوءمصرف مواد و همچنین سایر اختلالات شخصیت همچون اختلال شخصیت خود شیفته، اختلال شخصیت دوری گزین، اختلال شخصیت مرزی و اختلال شخصیت اسکیزوئید و اسکیزوتایپال وجود داشته باشد.
▪ تشخیص افتراقی
اختلال شخصیت پارانوئید را باید از اختلال هذیانی، اسکیزوفرنی پارانوئید، اختلال شخصیت اجتنابی (دوری گزین)، اختلال شخصیت وسواسی، اختلال شخصیت نمایشی، اختلال شخصیت ضد اجتماعی و اختلال شخصیت مرزی تفکیک کرد.
از آنجایی که در "اختلال شخصیت پارانوئید" هذیانهای با ثبات وجود ندارد، از "اختلال هذیانی" قابل تفکیک است و چون توهمات و اختلال تفکر نیز وجود ندارد، از "اختلال اسکیزوفرنی پارانوئید" نیز متمایز میشود.
"بیماران مرزی" توانایی برقراری روابط تنگ و پرآشوب را دارند، در حالیکه بیماران شخصیت پارانوئید این توانایی را ندارند و البته فاقد سابقه طولانی رفتار ضد اجتماعی هستند، در نتیجه از اختلال شخصیت ضد اجتماعی نیز قابل تفکیک میباشند.
برخی از مبتلایان به "اختلال شخصیت نمایشی" ممکن است ویژگیهای افراد مبتلا به "اختلال شخصیت پارانوئید" را نشان دهند؛ لیکن علت بروز این ویژگیها در "اختلال شخصیت نمایشی" سوءظن نیست، بلکه برای جلب توجه و ظاهر فریبی است. افراد مبتلا به "اختلال شخصیت اجتنابی" به علت ترس از عدم پذیرش در جمع، از دیگران اجتناب و دوری گزینی میکنند، نه به علت سوءظن و عدم اعتماد نسبت به سایرین.
در "اختلال شخصیت وسواسی" نیز فرد بسیار کمال گرا و منطقی و اخلاقی میباشد و کار را بر تفریح و ارتباطات اجتماعی ترجیح میدهد. این مساله علت تنهایی و کنارهگیری ازجمع در مبتلایان به اختلال شخصیت وسواسی به شمار میرود، نه سوءظن و عدم اعتماد و شک نسبت به دیگران.
▪ سیر و پیش آگهی اختلال
مطالعات کافی و سیستماتیک درازمدتی در مورد "اختلال شخصیت پارانوئید" به عمل نیامده است. در برخی از بیماران، "اختلال شخصیت پارانوئید" در تمام طول عمر وجود دارد. در مواردی نیز پیشرو اسکیزوفرنی است و در بعضی دیگر با پیشرفت سن یا کاهش استرس، صفات پارانوئید تبدیل به واکنش معکوس شده و توجه متناسب به اصول اخلاقی و اهمیت و رفاه دیگران جایگزین آن میگردد. به طور کلی این بیماران در زمینه کار و زندگی با دیگران مشکلات همیشگی دارند و مسائل شغلی و زناشوئی فراوان پیش میآید و درکل پیش آگهی مساعدی ندارند.
● درمان اختلال شخصیت پارانوئید
برای درمان این اختلال، هم میتوان از داروها بهره برد و هم از روان درمانی. البته روان درمانی، درمان مناسبتری برای این اختلال میباشد.
درمانگر باید با بیمار رو راست باشد و با بیمار زیاد، گرم نگیرد و صمیمی نشود. زیرا ممکن است مورد سوء ظن بیمار قرار گیرد. چرا که برای اینگونه بیماران روابط نزدیک بین فردی آغازگر افکار پارانوئیدی است و باعث این فکر در آنها میشود که مردم میخواهند به وی آسیب و ضرر برسانند. در نتیجه از دیگران فاصله میگیرند و شروع به مخفی کاری و توطئه چینی و حمله متقابل میکنند. در واقع نسبت به دیگران حالت دفاعی (گارد) میگیرند.
گروه درمانی برای این بیماران به منظور بالا بردن مهارتهای اجتماعی و کاهش سوءظن از طریق "ایفای نقش" (Role Playing) میتواند مفید باشد. لیکن در بسیاری از مواقع این بیماران در گروه درمانی، خوب جا نمیافتند. آنها تحمل فشار رفتاردرمانی را برای پرورش مهارتهای اجتماعی ندارند.
تعبیر و تفسیر درمانگر از گذشته بیمار و احساسات وی، کار را بدتر میکند و باعث عدم اعتماد بیشتر بیمار میشود. در عوض میتوان او را تشویق به اعتماد کردن به دیگران کرد و حس همکاری او را افزایش داد. درمانگر میتواند به او روش صحیح نشان دادن خشم و پرخاشگری را آموزش دهد و از بحث و مجادله بپرهیزد. درمانگر میتواند از طریق توضیح به بیمار که چگونه افکار و رفتار وی باعث مختل شدن ارتباطش با دیگران میشود، به تعدیل رفتار و افکار بیمار بپردازد.
در درمان دارویی میتوان از ضد اضطرابها مثل دیازپام یا داروهای نورولپتیک و ضد جنون مانند هالوپریدول و پیموزاید برای کاستن از تفکر پارانوئید استفاده کرد.
● راهکارهای عملی برای این اختلال
۱) برگزاری دورههای آموزش فرزند پروری برای پیشگیری از اعمال روشهای رفتاری و فرزند پروری که منجر به اختلال شخصیت پارانوئید میگردد، مانند تنبیه و کنترل بیش از حد فرزندان و عدم حساسیت کافی مادر به نیازهای فرزند در دوران اولیه زندگی کودک.
۲) تاسیس مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی در جهت تشخیص و ارزیابی روانشناختی و درمان کارمندان ادارات و موسسات مبتلا یا در معرض خطر ابتلا به اختلالات شخصیت و سایر اختلالات روانی.
۳) برگزاری دورههای آموزش مهارتهای زندگی و جلسات گروه درمانی به منظور تعدیل افکار مبتنی بر بی اعتمادی و بدگمانی نسبت به انگیزههای دیگران و کسب مهارتهای اجتماعی بیشتر.
بدین منظور لزوم غربال کردن کارکنان ادارات و موسسات از نظر مشکلات روانشناختی به وسیله روشهای سنجش و ارزیابی اختلالات شخصیت وجود دارد.
۴) شناسایی دانش آموزانی که یکی از اعضای نزدیک خانواده آنها مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید میباشد و ارائه راهکار به این دانش آموزان و خانواده آنها در جهت تشخیص و اقدام برای درمان فرد مبتلا به اختلال شخصیت.
۵) از آنجائی که یکی از گروههای در معرض خطر برای "اختلال شخصیت پارانوئید"، افراد ناشنوا یا کم شنوا هستند، بنابراین تمهیداتی جهت تعدیل افکار پارانوئیدی در صورت وجود برای این گروه از افراد مورد نیاز است. بنابراین لزوم همکاری مدارس و مراکز ناشنوایان و همچنین متخصصین شنوایی سنجی و گوش و حلق و بینی وجود دارد. به طوری که میتوان از این گروه متخصص در جهت شناسایی بیشتر افراد مبتلا استفاده کرد. در واقع ارجاع سنجش و ارزیابی ابتدایی انجام شده از جانب این متخصصین به مراکز روانشناسی و روانپزشکی مورد نیاز است.
۶) یکی دیگر از گروههای در معرض خطر برای اختلال شخصیت پارانوئید، بستگان بیماران اسکیزوفرنیک میباشد که جا دارد تمرکز اولیه جهت شناسایی، تشخیص و درمان این افراد صورت گیرد. به این منظور میتوان از مراکز روانپزشکی و روانشناسی چه به صورت مطب خصوصی، چه درمانگاه یا بیمارستان و یاری افراد متخصص موجود در این مراکز جهت شناسایی بستگان پارانوئید بیماران مراجعه کننده به این مراکز استفاده کرد.
۷) از آنجائیکه افراد مبتلا به "اختلال شخصیت پارانوئید" افرادی جدی و کارآمد در موقعیتهای شغلی و اجتماعیاند و برای قدرت و مقام اهمیت خاصی قائلند و نسبت به افراد ضعیف، ملایم طبع و علیل و ناقص ابراز ناخرسندی و نفرت میکنند و در دیگران ایجاد ترس و تعارض مینمایند، در نتیجه مدیران بالادست این افراد برای ارتقاء مقام آنها باید رعایت دقت را نمایند، چرا که ارتقاء مقام و مسئولیت اینگونه افراد، ممکن است در درازمدت منجر به خسارات نیروی انسانی بیشتری گردد. به این منظور آگاه سازی مدیران ادارات و موسسات از این نوع اختلال شخصیت، امری الزامی است.
http://moshaverehramsar.blogfa.com
پارانوئيد
مشخصه بيماران مبتلا به اختلال شخصيت پارانوئيد، شكاكيت و بي اعتمادي ديرپا به همه افراد است. مسئوليت اين احساسات از نظر آنها نه به عهده خودشان، بلكه به دوش ديگران است. اين بيماران اغلب متخاصم، تحريك پذير و خشمگين اند. افراد متعصب و جزم انديش، كساني كه مداركي دال بر تخلف ديگران از قانون جمع مي كنند، افرادي كه به همسر خود سوءظن مرضي دارند و اشخاص بدعنقي كه اهل دعوا و مرافعه اند، اغلب دچار اختلال شخصيت پارانوئيد هستند. افراد مبتلا به اين اختلال تقريباً هميشه منتظرند كه ديگران به طريقي آنها را استثمار كنند يا به آنها ضرر برسانند. آنها در بسياري از اوقات بي هيچ توجيهي در وفاداري يا صداقت دوستان و همكاران خود ترديد مي كنند. آنان اغلب حسادت مرضي دارند و در وفاداري همسر يا شريك جنسي خود بي دليل شك مي كنند.
بيماران مبتلا به اين اختلال، حالت عاطفي محدودي دارند و به نظر مي رسد فاقد هرگونه احساس و هيجاني باشند. آنها از اينكه مستدل و عيني مي انديشند، به خود مي بالند حال آنكه چنين نيست. اينها آدمهاي گرمي نيستند و قدرت و منزلت افراد آنها را تحت تأثير قرار مي دهد و به آن دقيقاً توجه دارند و اگر كسي را ضعيف بيابند يا ببينند كه اختلال يا نقصي در وضع و حالش وجود دارد، به وي با ديده تحقير مي نگرند. افراد مبتلا به اختلال شخصيت پارانوئيد ممكن است در موقعيت هاي اجتماعي، آدمهايي فعال و كارا به نظر برسند، حال آنكه اغلب ديگران را فقط مي ترسانند يا افراد را به جان هم مي اندازند. همانند ساير اختلالات شخصيت، بايد نقش عوامل وراثتي، زيستي (ناقلين عصبي يا نوروترنسميترها)، عوامل رواني و محيطي را درنظر گرفت. از ديدگاه روان تحليل گري و نقش مكانيسم هاي دفاعي، افراد دچار اختلال شخصيت پارانوئيد، از برون فكني (Projection) استفاده مي كنند. يعني تكانه ها و افكاري را كه خود دارند و برايشان غيرقابل قبول است به ديگران نسبت مي دهند.
روشهای درمان بیماری
روان درماني
درمان انتخابي، روان درماني است. بيماران پارانوئيد معمولاً در گروه درماني خوب عمل نمي كنند، با اين حال روان درماني گروهي براي ارتقاي مهارت هاي اجتماعي و كاهش شكاكيت آنها از طريق ايفاي نقش مي تواند مفيد باشد. بسياري از اين بيماران رفتار درماني را هم كه براي پرورش مهارت هاي اجتماعي به كار مي رود، ممكن است مزاحم و مداخله گر بيابند و تحمل نكنند.
دارو درماني
دارو درماني براي مقابله با سراسيمگي (Agitation) و اضطراب اين بيماران مفيد است. در اكثر موارد داروي ضداضطرابي مثل ديازپام (Valium) كافي است اما گاه نيز ممكن است لازم باشد از داروي آنتي سايكوتيك مثل هالوپريدول (haldol) به مقدار كم و به مدتي كوتاه استفاده شود تا سراسيمگي شديد يا افكار نيمه هذياني آنها قابل تدبير باشد. پيموزايد(orap) را كه داروي آنتي سايكوتيك است، در برخي از بيماران براي كاهش افكار بدگماني آنها به كار برده اند كه موفق هم بوده است.
http://stu.sharif.edu
اختلال شخصیت پارانوئید و درمان
پارانوئید" نوعی اختلال شخصیت است که طی آن فرد دچار بدبینی شده و به هر چه در اطراف او می گذرد، شک دارد.
واژه "شخصیت" به طور کلی رفتار فرد را که قابل مشاهده است، توصیف می کند، مثلاً می گوییم فلانی خوش قلب است، صمیمی است، جاه طلب است و... . در اصل، تجارب درون ذهن افراد به صورت شخصیت آنها بروز می کند. با این حال، گاهی اوقات افراد به اختلال شخصیت دچار می شوند که این اختلال شخصیت ممکن است اختلالهای مزمن روانی باشد و افراد مبتلا، رفتارهایی از خود نشان دهند که حضور آنها را در اجتماع سخت و دشوار می کند و در برخی موارد موجب ناخشنودی فرد و مختل شدن زندگی او می شود. پارانوئید، یکی از انواع اختلالهای شخصیتی است که برای بیمار و اطرافیانش دردسرهای فراوان به بار می آورد.
چه عواملی باعث بروز "پارانوئید" می شود؟
دقیقاً مشخص نیست که چرا بعضی افراد دچار اختلال شخصیت "پارانوئید" یا "بدگمانی" می شوند، اما به اعتقاد روان پزشکان و روان شناسان، عوامل مختلفی در این مسأله دخیل هستند؛ از جمله، عوامل وراثتی که این اختلال در بستگان افراد مبتلا به اسکیزوفرنی شایع تر است؛ البته متخصصان تغییر بعضی هورمونها یا ناقلهای شیمیایی بدن، آسیب و صدمه مغزی، عوامل اجتماعی روان شناختی مثل رابطه ضعیف بین کودک و والدین را در این مسأله مؤثر می دانند.
علایم بیماری پارانوئید:
یکی از مشخصات بیماران مبتلا به این اختلال، شکاک بودن و بی اعتمادی دایم به همه افراد است. البته، آنها احساس بدگمانی را نمی پذیرند؛ بلکه دیگران را مسؤول بدگمانی خود می دانند. این افراد معمولاً متخاصم، تحریک پذیر و خشمگین هستند. آنها متعصبند و به همسر خود سوء ظن دارند (سوء ظن بیمارگونه). شخصیتهای پارانوئید اهل دعوا و مرافعه هستند و دایم دیگران را متخلف معرفی می کنند. آمار موجود حاکی از آن است که از هر هزار نفر، بین 5 تا 25 نفر دچار "پارانوئید" هستند و این اختلال در مردان شایعتر است.
البته، برای تشخیص پارانوئید یا بدگمانی، یک معیار بین المللی وجود دارد که طبق این معیار هر کس بی اعتمادی و شکاکیت نافذ و فراگیر نسبت به دیگران داشته باشد، به طوری که انگیزه های افراد را شرارت آمیز بداند، و این حالت از بزرگسالی شروع شده باشد و در زمینه های مختلف به چشم بخورد، دچار پارانوئید یا شخصیت بدگمان است. به علاوه، هفت علامت وجود دارد که هر کس چهار مورد آن را در خود بیابد، مبتلا به پارانوئید است.
علایم زیر می توانند پارانوئید را در بیمار تأیید کنند:
1- بیمار بدون دلیل کافی گمان می کند او را استثمار کرده اند و به او ضرر می رسانند یا سرش کلاه می گذارند.
2- بدون دلیل کافی، وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان و اطرافیان خود را زیر سؤال می برد، به صورتی که این شک دائم ذهن او را مشغول می کند.
3- به هیچ کس اطمینان ندارد و می ترسد از اطلاعاتی که او به آنها داده، علیه خودش استفاده کنند.
4- در بین اظهارنظرهای اطرافیان که بی غرض و بدون خطر است و حتی اتفاقهای مثبت و خوب، مفاهیم تهدیدکننده یا تحقیرکننده پیدا می کند.
5- همیشه از همه چیز و همه کس دلخور و ناخشنود است و اگر کسی به او توهین یا بی احترامی کرده باشد، هرگز او را نمی بخشد و فراموش نمی کند.
6- با کوچکترین اتفاق و صحبتی، احساس می کند به شخصیت و اعتبارش لطمه وارد شده و بلافاصله واکنشی خصمانه و خشمگینانه نشان می دهد و یا به مقابله می پردازد (در حالی که دیگران چنین برداشتی ندارند).
7- مکرراً و بدون هیچ دلیلی، به وفاداری همسرش شک می کند.
غیر از این موارد، افراد پارانوئید ویژگیهای دیگری دارند که بدین قرار است: افراد بدبین معمولاً گرم و صمیمی نیستند. قدرت و منزلت افراد، آنها را تحت تأثیر قرار می دهد و به آن دقیقاً توجه دارند. اگر کسی را ضعیف بیابند یا حس کنند که در وضع و حال طرف مقابل اختلال یا نقصی وجود دارد، به او با دیده تحقیر می نگرند.
این افراد ممکن است در موقعیتهای اجتماعی آدمهای فعال و کارا به نظر برسند، در حالی که اغلب آنها فقط دیگران را می ترسانند یا افراد را به جان هم می اندازند. به علاوه، مشکلات شغلی و زناشویی هم در این بیماران خیلی شایع است.
درمان پارانوئید:
درمان انتخابی در افراد پارانوئید "روان درمانی" است و این افراد باید تحت نظر روان پزشک قرار بگیرند و درمان شوند، چون امکان ندارد خودبخود درمان شوند.
در مواردی نیز علاوه بر "روان درمانی"، برای مقابله با حالت اضطراب این بیماران باید از دارو هم استفاده شود که این دارو درمانی هم باید زیر نظر پزشک شروع شود و در موقع مناسب قطع گردد. معمولاً این افراد خودشان سراغ درمان نمی آیند و چنانچه توسط همسر، نزدیکان و یا دوستان نزد روان پزشک بروند، مشکل خود را پنهان می کنند و از اینکه برای درمان آنها از روان پزشک کمک گرفته اند، ناراحتند.
راههای پیشگیری از پارانوئید:
بهترین راهکاری که برای پیشگیری توصیه می شود این است که از کودکی محیط پرورش کودک خوب، سالم، دوستانه و بامحبت باشد و روابط موجود در خانواده سیری طبیعی داشته باشد. در بین افراد خانواده، "مادر" اولین ناجی است که نیازهای عاطفی کودک را برآورده می کند. او در واقع تغذیه کننده روح و روان کودک می باشد که اگر به درستی وارد عمل نشود و بی اعتمادی را به فرزندش منتقل کند، او را در سراسر زندگی با مشکلات عدیده روبرو ساخته است.
ارتباط صمیمانه والدین، رفتار محبت آمیز با فرزندان، آموزش دوست داشتن همکلاسیها و همسن و سالان به بچه ها در مهد کودک و مدرسه و... باعث خواهد شد که کودک کینه توز بار نیامده و همه را دوست داشته باشد. این کودک در بزرگسالی نیز می تواند یک همسر مهربان و یک پدر یا مادر خوب باشد و اختلال شخصیت "بدگمانی" یا پارانوئید را تجربه نکند.
عده ای دچار اختلال شخصیت بدگمان نیستند و به پارانوئید مبتلا نمی باشند، اما دائماً به همه چیز بد بینند و به قول معروف، نیمه خالی لیوان را می بینند. این افراد نیز از کودکی در خانواده آموخته اند بدبین باشند و نسبت به همه چیز دیدگاهی منفی داشته باشند. این افراد تنها افکار بدبینانه دارند و در زندگی همیشه با مشکلات مختلف روبرو می شوند، به همین علت خلقی افسرده پیدا می کنند.
این افراد چاره ای ندارند جز اینکه دیدگاه خود را تغییر دهند و با آموختن مهارتهای خوب زندگی، رویه خود را تغییر دهند؛ زیرا در نهایت فقط خودشان هستند که ضرر می کنند.
اختلال شخصیت پارانوئید
بیماران مبتلا به اختلال شخصیت پارنوئید گرایش به نسبت دادن انگیزههای بدخواهانه به دیگران دارند. آنها معمولاً بدبین، تحریکپذیر، عصبانی و شکاک هستند. به دیگران اعتماد نمیکنند و معمولاً متعصب، جوینده بیعدالتیها، همسرانی بهطور بیمارگون حسود یا انسانهائی غیرعادی و اهل دعوا هستند.
تاریخچه
در رابطه با تاریخچه اصطلاح پارانوئید، باید به قبل از بقراط در یونان اشاره کرد که یونانیها از آن به معنای دیوانگی استفاده میکردند. در قرن هیجدهم، این اصطلاح برای اختلالاتی که علایم بارز آنها هذیان و توهم بود، متداول شد. تا قرن نوزدهم، این اصطلاح را برای انواع و اقسام بیماریها بهکار میبردند. اما در سال 1893، امیل کراپلین، پارانوئیا را از پارافرنیا که یک اصطلاح متداول در اروپاست و معادل اصطلاح واکنش پارانوئید و یا حالت پارانوئید در آمریکا میباشد، تمیز داده و تفکیک نمود. کراپلین، همچنین بیماری پارانوئید را از اسکیزوفرنی پارانوئید متمایز ساخت. حالات بیماری پارانوئید تا حد بسیار زیادی شبیه حالات بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی پارانوئید است، اما از جهاتی با آن تفاوت دارد.
هر انسانی در برههای از زمان به تفکر پارانوئیایی گرفتار میآید. احتمالا دستکم میتوانید موردی را به یاد آورید که مورد تبعیض قرار گرفتهاید یا در مورد شما صحبت میشود یا بدون دلیل کافی به انگیزههای شخصی دیگران مظنون و بدبین باشید. تفکر پارانوئیایی را میتوانیم نوعی سبک شناختی تلقی کنیم. پارانوئیا، بیماری بسیار کمیاب و نادری است و علامت بارز آن پیدایش تدریجی یک نظام فکری هذیانی با طیف گسترده و توسعهیافتهای است که بر اساس تعبیر اشتباه از وقایع و حقایق زندگی استوار میباشد. هدف از این نظام پارانوئیدی برقراری تعادل در زندگی عاطفی بیمار است؛ لذا تغییر آن بسیار دشوار میباشد. افراد در استفاده از این نحوه تفکر و اینکه تا چه اندازه اجازه دهند واقعیت، آنچه را آنها ادراک میکنند تحت تاثیر قرار دهد، متفاوت هستند. بنابراین میتوان تفکر پارانوئیایی را به عنوان پیوستاری در نظر گرفت که میتواند از نوع روزمره تا فکر هذیانی شدید که همه زندگی شخص را تحتالشعاع قرار دهد، وسعت داشته باشد. گاهی اوقات افرادی که چنین تفکری نداشتهاند، ناگهان به آن گرفتار میآیند. عواملی مثل نقص کبد، کمبود ویتامین B12، از دست دادن شنوایی، غدههای مغزی، سیفلیس و گسترهای از داروها ممکن است تفکر پارانوئیایی را با سایر علایم ایجاد کنند. امروزه در حدود 65 ناراحتی متفاوت، ویژگیهای پارانوئیایی را به وجود میآورد.
در طبقهبندی اختلالات پارانوئید، تاکنون سه نوع عمده از بیماری یا حالات پارانوئید را ذکر کردهاند که عبارتند از: پارانوئیا، پارانوئیای پیری و پارانوئیای مشترک اخیرا نیز در تقسیمبندی DSMیک نوع از پارانوئید با عنوان اختلال پارانوئیای حاد ذکر شده است.
پارانوئیای پیری
این اختلال در دوران کهنسالی شروع میشود و نظام شکلیافته و محکمی از اختلالات تفکر و باورهای هذیانی در او دیده میشود. این هذیانها شبیه هذیانهای بیمار اسکیزوفرنیک است. علاوه بر شروع در دوران کهنسالی، میتوان اشاره کرد که حتی تفکر پارانوئیایی در افراد مسن شایعتر است. غالبا تفکر پارانوئیایی به علت انزوای اجتماعی یا احتمالا به واسطه ضعیف شدن فزاینده قدرت بینایی و شنوایی ایجاد میشود که این امر به نوبه خود برای شخص ممکن است ارزیابی صحت و سقم ادراک رخدادهای واقعی را مشکل سازد. گاهی اوقات ضربههای خفیف یا خونریزیهای مغزی در افراد پیر میتواند به علائم پارانوئیایی بیانجامد. علت احتمالی دیگر این بیماری، تباهی یا پلاسیدگی بافتهای مغز است. هر یک از این حالات ممکن است باعث آنچنان رفتار به شدت غیرانطباقی شود که لازم آید فرد بستری گردد.
معمولا هذیانهای پارانوئیایی در چند طبقه جای میگیرند؛ احساس مورد اذیت و آزار قرار گرفتن از سوی دیگران، حسادت و سوءظن بیدلیل نسبت به خیانت جنسی معشوق یا همسر، این احساس که شخص دیگری عاشق کسی شده بیآنکه گواهی بر این ادعا باشد و هذیانهای بیماری به هنگامی که بیماری خاصی در کار نیست.
پارانوئیای مشترک
این نوع، جالبترین نوع پارانوئیا بوده و گاهی اوقات جنون دو نفره نیز نامیده میشود و عبارت است از، سیستم هذیانی آزار و تعقیب که در نتیجه زندگی و رابطه نزدیک دو شخص به وجود میآید. در چنین مواردی یکی از مراجعین شخصی است مسلط و دارای هذیانهای تثبیتشده و دیگری فردی است تلقینپذیر که وقتی با هم هستند، عقاید هذیانی را میپذیرند. وقتی این دو نفر از هم جدا میشوند معمولا فرد تلقینپذیر این عقیده را رها میکند. دو خواهر، زن و شوهر یا مادر و فرزند از شایعترین زوجهای درگیر این اختلال هستند. در مواردی نیز افراد درگیر بیش از دو نفر میباشند.
پارانوئید حاد
حالات پارانوئیدی حاد، معمولا کمتر از 6 ماه به طول میانجامد و غالبا در افرادی که تجارب شدید سخت و یا تغییرات ناگهانی در محیط زندگیشان داشتهاند(مانند مهاجران، زندانیها، اسرای جنگی، سربازان و کسانی که بهطور ناگهانی از خانواده خود جدا شدهاند) دیده میشود. شروع آن ناگهانی و بدون سابقه قبلی است و بهندرت مزمن میگردد. لازم به ذکر است که بیمار پارانوئید با وجود داشتن هذیانهای عجیب، در شئون دیگر زندگی منطقی و نرمال عمل میکنند.
بر اساس آمارهای مختلف در کشورهای متعدد دنیا، میانگین سنی افرادی که تحت عنوان حالات پارانوئید در بیمارستانها بستری میشوند، پنجاه سال است. البته شیوع این اختلال در زنان بیشتر از مردان است. بر اساس آمارهای منتشر شده مربوط به سال 1998آمریکا، چنین برمیآید که در حدود یک درصد بیماران بستری در بیمارستانها دچار اختلالات پارانوئید هستند. بیماران مبتلا به این اختلال بسیار خودمدار و خودشیفته هستند. آنها خشم و عناد درون خود را انکار میکنند و برای تخلیه این عواطف، از مکانیسمهای برونفکنی استفاده میکنند. آنها نسبت به دیگران حساس، درونگرا و بیاعتماد هستند. بعضی از مبتلایان نیز بسیار سلطهجویانه و در رابطه با مسائل سیاسی و اجتماعی دیدگاههای بسیار افراطی دارند. آنها در عمق وجود خود، احساس حقارت و خودکمبینی میکنند و اغلب این افراد در زندگی زناشویی و شغلی خود آنچنان که باید موفق نیستند.
در رابطه با بررسی علل این اختلال، پژوهشگران از نظر بررسیهای جسمانی و ژنتیکی مطلب چندان روشنی را ارائه ندادهاند. ولیکن در زمینه عوامل روانی، فروید اولین نظریات راهگشا را ارائه داده است. بر اساس نظریه فروید هذیانهای پارانوئید، نتیجه سرکوبی و برونفکنی تمایلات همجنسگرایی است که تحقیقات بعدی روانشناسان و روانپزشکان، این مطلب را تایید کرده است.
در رابطه با درمان این اختلال، دانش کمی موجود است. ممکن است داروهای ضد روانپریشی در برخی موقعیتهای بحرانی مفید باشند. به نظر مؤثرترین راه مقابله با هذیانها این است که به درمانجو نشان دهیم تا چه حد هذیانهایش میتوانند مزاحم دستیابی او به اهدافش شوند، نه اینکه سعی کنیم با آنها برخورد نماییم. گاهی اوقات میتوان به درمانجو یاد داد موقعیتهایی را که باعث هذیان میشوند یا آنها را افزایش میدهند را بشناسد و از آن اجتناب نماید.
در پایان، لازم به ذکر است که به علت شباهتهای زیاد باید میان اختلال پارانوئید با اختلالهای مشابه از جمله اسکیزوفرنی پارانوئید،اختلال شخصیت پارانوئید و اختلال سایکوز مشترک تشخیص و تفاوت قائل شد؛ که بهطور خلاصه نمایهای از این سه اختلال را بیان میکنیم.
اختلال اسکیزوفرنی پارانوئید
در این اختلال، وجود هذیانهای نظامیافته یا توهمات شنیداری گسترده شاخص است. بیمار اسکیزوفرنیک پارانوئید، به هذیانهای گزند و آسیب یا عظمت مبتلا است که فوقالعاده نظامیافته و پیچیده است. در اختلالات حیطه اسکیزوفرنی آنچه که مطرح است، اختلالهای اساسی فرد مبتلا در تماس با واقعیت است. به عبارتی فرد از واقعیت بریده شده و دوم اینکه این اختلالات معمولا با چند فرایند روانشناختی از جمله فکر، ادراک، هیجان و غیره همراهند و ارتباط و رفتار روانی – حرکتی را تحت تاثیر قرار میدهند.
اختلال شخصیت پارانوئید
افراد مبتلا به این اختلال، شدیدا به دیگران مشکوکاند و همیشه در برابر خطر یا آسیب احتمالی حالت دفاعی دارند. آنها حتی در صورت عدم وجود شواهد قانعکننده نسبت به اشتباهشان، همچنان بر باور خود استوار میباشند. زندگی آنها منزوی و مقید است. ولی آنچه را که باید در این اختلال مد نظر قرار داد عبارت است از اینکه؛ الگوی ناسازگارانه و بادوام تجربه درونی و رفتار به زمان نوجوانی و جوانی فرد برمیگردد.
اختلال سایکوز مشترک
این اختلال نادر، بهطور معمول میان دو نفر و گاهی بیش از دو نفر رخ میدهد. شخص غالب و شخص فعلپذیر، که در جریان آن سیستم هذیانی بهطور پیشرونده توسط شخصی که جوانتر و فعلپذیرتر است، مورد پذیرش واقع میشود. در این اختلال با جدا ساختن این دو نفر از یکدیگر بهبودی فرد فعلپذیر حاصل نمیگردد.
تشخیص، علایم و نشانهها
این بیماران تمایلی به اعتماد کردن به دیگران ندارند. آنها معانی پنهان را میبینند، تمایل به کینهورزی دارند و در حمله متقابل تأمل نمیکنند. رفتاری رسمی دارند و میتوانند تنش عضلانی قابل توجهی همراه با ناتوانی در آرامش را از خود نشان دهند. ممکن است محیط را به دقت بررسی کنند. معمولاً جدی و خشک هستند. فرافکنی را اعمال میکنند و میتوانند کاملاً متعصب باشند. آنان افکار انتسابی نشان میدهند، بهطوری که دیگران را تهدیدکننده یا تحقیرکننده میبینند. نسبت به وفاداری یا اعتماد دیگران تردید میکنند و ممکن است کاملاً محدود و فاقد صمیمیت باشند. بعضی مواقع به منطقی و عینی بودن خود مغرور هستند. آنها معمولاً بیش از اندازه به مقام و قدرت خدمت میکنند و افراد ضعیف، بیمار یا ناقص را به دیده تحقیر مینگرند. ممکن است بهنظر کاری و جدی بیایند، اما معمولاً در دیگران باعث ایجاد ترس یا تعارض میشوند. برخی از آنان با گروههای افراطی ارتباط دارند.
معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلال شخصیت پارانوئید:
الف ـ شکاکیت و بدبینی فرادگیر نسبت به دیگران که انگیزههای آنان بدخواهانه تعبیر میشود، در اوایل بزرگسالی آغاز میشود و در زمینههای مختلف بروز میکند؛ بهطوری که ۴ مورد (یا بیشتر) از موارد زیر را داشته باشد:
۱. بدون پایه و اساس کافی، ظنین است که دیگران او را قریب و آزار میدهند و از او سوءاستفاده میکنند.
۲. با تردیدهای بیمورد در مورد وفاداری و قابل اعتماد بودن دوستان یا همکاران اشتغال ذهنی دارد.
۳. بهعلت ترس ناموجه از اینکه اطلاعات، بدخواهانه بر ضدش بهکار خواهد رفت، تمایلی به اعتماد کردن به دیگران ندارد.
۴. از گفتارها یا وقایع بیخطر، معانی پنهان تهدیدکننده یا تحقیرآمیز برداشت میکند.
۵. بهطور دائم کینه میورزد، یعنی تحقیر، بیاعتنائی و اهانت را نمیبخشد.
۶. نسبت به شخصیت یا رفتار خود حملاتی که برای دیگران آشکار نیست برداشت میکند و بدون تأمل، واکنش خشمگینانه یا حمله متقابل از خود بروز میدهد.
۷. شکهای مکرر و بیاساس در مورد وفاداری همسر یا شریک جنسی خود دارد.
ب ـ صرفاً در طی دوره اسکیزوفرنی، اختلال خلقی با ویژگیهای پسیکوتیک یا اختلال پسیکوتیک دیگری روی نمیدهد و بهعلت اثر فیزیولوژیک مستقیم یک بیماری طبی عمومی نیست.
http://yeganeh394.blogfa.com
اختلال شخصیت پارانوئید یا شخصیت کج خیال و بدبین Paranoid Personality
به کسانی گفته می شود که بیش از اندازه محتاط و مشکوک هستند. این افراد شایعاً در حال کشف کردن خیانت و تجاوز و بدعهدی دشمنان دوست نما هستند.( البته بقول خودشان ). ولی اگر بی اساسی تهمت هایشان را به آنها ثابت کنیم بلافاصله خود ما هم جزء دشمنان محسوب خواهیم شد.
بعضی از این افراد حتی همسر 60 سالهء خودشان راهم به داشتن ارتباط با باغبان و پستچی و خدمتکار متهم می کنند. وقتی با ناباوری دیگران روبرو می شوند مسئله را پیش خودشان نگه می دارند و با دیگران در میان نمی گذارند. در حالی که رفتار و واکنشهای شان کاملاً تغییر می کند و تلخی و کنایه گوئی تحمل ناپذیری را سبب می شود.
شایعاً می بینیم که حتی اتفاقات پیش پا افتاده ای چون جریمه یا پیچیدن کسی در هنگام رانندگی جلوی آنها یا اعتراض کوچک همسایه به عنوان علامت کاملاً موجهی بر دشمنی و خیانت و غیره تعبیر می شود. این نوع شخصیت در افرادی که دیگران را به بهانه های مختلف به دادگاه می کشانند ، آنها که تبعیضات نژادی قائل می شوند یا بین کسانی که انتقام های وحشتناک می گیرند بسیار دیده می شود.
ویژگی های اخلاقی این نوع شخصیت از این قرارند:
1 - یکی از خصائص انسانی که ما به کرات دیگران را به آن تشویق می کنیم بخشش و گذشت است.
(Forget ، Forgive ) که در این افراد مطلقاً بخشودن و فراموش کردن وجود ندارد
Misinterpretation of others intention -2
ش
تعبیرهای غلط به پندار، گفتار ، و رفتار دیگران چسباندن .
مثال : دستگاه تهویه منزل خراب شده آقایی برای تعمیر آمده، در مقابل سوال میزان هزینه ، جواب داده " برای معاینه و تشخیص پنجاه دلار و تا معاینه نکنم نمی تونم بگم خرجش چقدر می شود." این یک گفتگوی ساده و منطقی است ولی در مورد این افراد مسئله به این سادگی حل نخواهد شد زیرا حتی اگر این شخص پول هم نگیرد و دستگاه تهویه را درست کند بلافاصله یک دلیل احساسی به او نسبت داده می شود ، اگر بگوید فلان قطعه سوخته باید تهیه کنم و باید روز دیگری بیاورم و وصل کنم ،جای شک جدیدی را باز خواهد کرد ....
3 - گرفتاری در رابطه با محل کار : اغلب با کارفرما گرفتاری دارند. از آنجایی که ایجاد ارتباط انسانی در این افراد دچار گرفتاری است با همکارانشان صمیمی نیستند و نهایتاً هر چند کیفیت کار آنها خوب باشد نتیجه چشم گیری نخواهد داشت. اگر کارفرما هستند به علت فقدان محبت و دلسوزی و تعبیرهای ناگوار از رفتار زیر دستان با آنها هم مشکلاتی خواهند داشت.
4 - از نظر عاطفی این افراد اغلب در تنهایی عاطفی به سر می برند. همیشه دیواری از ملاحظه بین این افراد و دیگران وجود دارد ، با والدین، فرزندان، با همسر و دوستانشان. با هیچ کس از صمیم قلب ارتباط عشقی و عاطفی پیدا نمی کنند. راز خودشان را با دیگری در میان نمی گذارند.
5 - بدلیل تهمت های ناروا به همسر و فرزندانشان یا برچسب های خیانت و نادرستی به نزدیکان ،شایعاً درگیری های خانوادگی دارند.
6 - شایعاً در گیر شکایات دادگاهی هستند ، چه این که از دیگران شکایت کرده باشند یا به خاطر انتقام جویی های ناروا از آنها شکایت شده باشد.
از نظر آماری 0.5 تا 2.5 درصد کل افراد در امریکا به این بیماری مبتلا هستند به عکس بیماری های شخصیتی گروه اول که در خانم ها شایعتر است، این بیماری در حدود 70% موارد در آقایان اتفاق می افتد.
30 - 10 درصد بیماران بستری در بیمارستان های روانی و 10- 2 درصد مراجعین به درمانگاههای روانی دولتی به این بیماری مبتلایند. سن شروع بیماری آغاز بزرگسالی است ( حدود 18سالگی) .
پس به طور خلاصه این ها انتظار دارند که مورد تجاوز و تهدید قرار بگیرند ، وفاداری و صداقت نزدیکانشان را مورد سوال قرار می دهند ، رازشان را به کسی بازگو نمی کنند . در گفتگوهای معمولی و بی نظر توهین های پنهانی می بینند. خلاف دیگران را فراموش نمی کنند و نمی بخشند. در مقابل مسائل قابل اغماض خشم بسیار نشان می دهند و تهدید به تلافی می کنند.
درمان این افراد اگر حاضر به معالجه باشند اغلب زمانی است که گرفتار افسردگی یا اضطراب شده باشند و شایعاً پیش از آن که بتوانیم درمانشان کنیم به علت شک و تردید درمان را رها خواهند کرد .
در موارد خاصی بستگان بیمار او را به درمان تشویق می کنند . در برخی موارد قادر به مجبور کردن بیمار خواهند بود و در برخی موارد نهایتأ از درمانهای دارویی بدون اطلاع بیمار استفاده می کنند ، که در مورد کسانی که تحت سرپرستی قانونی دیگری هستند یا سن آن ها از 18 سال به پایین باشد موجه و قابل انجام است در حالی که گروه کثیری از این افراد خود کفا و قانوناً بالغ شناخته شده اند و هر گونه درمان بدون رضایت آنها غیر قانونی است.
قدم اول درمان ایجاد ارتباط صادقانه و حمایت گرانه از طرف یک تراپیست است. زمانی که فرد مبتلا به درمانگر خودش اعتماد کرد و توانایی درمیان گذاردن رازش را پیدا کرد می بینیم که چقدر این موجود به ظاهر خودکفا از ناامنی، آسیب پذیری، ضعف و احساس حقارت رنج می کشد. روان درمانی شخصی در نهایت با گروه درمانی همراه خواهد شد و در صورت نیاز حاضر به مصرف دارو هم خواهند بود.
اختلال شخصیت پارانویید
مقدمه:
در DSM-IV-TR اختلالات شخصیت به سه دسته تقسیم می شوند. اختلال شخصیت پارانویید، به همراه دو اختلال دیگر یعنی اسکیزویید و اسکیزوتایپی در دسته A قرار می گیرند. افراد مبتلا به این اختلالات، اغلب غریب و نامتعارف به نظر می رسند.
مشخصه بیماران مبتلا به اختلال شخصیت پارانویید، بدگمانی، شکاکیت و بی اعتمادی دیرپا به همه افراد است. مسئولیت این احساسات بدبینانه از نظر آنها نه به عهده خودشان که بر دوش دیگران است.این بیماران اغلب متخاصم، تحریک پذیر و خشمگین اند.
افراد متعصب و جزم اندیش، کسانی که مدارکی دال بر تخلف دیگران از قانون جمع می کنند، افرادی که به همسر خود سوء ظن مرضی دارند و اشخاص بدعنقی که اهل دعوا و مرافعه اند، اغلب دچار اختلال شخصیت پارانویید هستند.
همه گیر شناسی:
میزان شیوع اختلال شخصیت پارانویید 5/0 تا 5/2 درصد از جمعیت عمومی است. این گونه بیماران تقریبا هیچ وقت خودشان به جست و جوی درمان بر نمی آیند. در بستگان بیمارمبتلا به اسکیزوفرنی، میزان بروز اختلال شخصیت پارانویید بیشتر از افراد گروه شاهد است.
این اختلال در مردان شایع تر از زنان است و به نظر نمی رسد الگوی خانوادگی داشته باشد. اعتقاد بر این است که در گروه های اقلیت، مهاجران و ناشنوایان بیشتر از جمعیت عمومی است.
تشخیص:
بیماران دچار اختلال شخصیت پارانویید ممکن است در حین معاینه و مصاحبه، رسمی به نظر برسند و از این که آنها را مجبور کرده اندکه از روانپزشک کمک بگیرند، ناراحت باشند. تنش عضلانی، ناتوانی از آسوده بودن و منبسط کردن عضلات خود، و نیاز به کاویدن محیط برای یافتن سرنخ هایی در آن، ممکن است در این بیماران دیده شود.
حالت عاطفی بیمار اغلب جدی است. ممکن است در بحث ها و جدل هایشان، برخی از پیش فرض های غلط وجود داشته باشد، اما تکلمشان منطقی و هدفمند است. در محتوای فکر آنها، شواهدی از فرافکنی، پیش داوری، و گاه افکار انتساب به خود دیده می شود.
ملاک های تشخیصی DSM-IV-TR :
الف) بی اعتمادی و شکاکیت نافذ و فراگیر نسبت به دیگران، به طوری که انگیزه های افراد را شرارت آمیز تلقی کند. این حالت باید از اوایل بزرگسالی شروع شده باشد و در زمینه های مختلف به چشم بخورد، که علامتش وجود حداقل چهار تا از موارد زیر است:
1- سوءظن ناموجه مبني بر اينکه ديگران مي خواهند او را استثمار کنند، به وی آسيب برسانند، يا فريبش دهند.
2- اشتغال ذهني مداوم با ترديدهاي ناموجه دربارۀ وفادار بودن يا قابل اعتماد بودن ديگران.
3- عدم تمايل به درميان گذاشتن اسرارش با ديگران از ترس اينکه آنها اين اطلاعات را عليه او مورد استفاده قرار دهند.
4- گرايش به برداشت کردن معاني تحقيرآميز يا تهديد کنندۀ پنهان از اظهارات بی غرضانه يا رويدادهاي بي زيان.
5- همیشه دلخور و ناخشنود است. یعنی توهین، صدمه یا بی احترامی دیگری به خودش را هیچ وقت نمی بخشد.
6- با کوچک ترین چیزی احساس می کند به شخصیت یا اعتبارش لطمه وارد شده است، حال آن که دیگران چنین معنایی را در آن چیزها به طور آشکار نیابند و گرايش به پاسخ دادن با حملات متقابل خشم آلود.
7- سوءظن هاي ناموجه مکرر نسبت به وفادار بودن همسر يا شريک جنسي.
ب) منحصراً در جريان اسکيزوفرني، اختلال خلقي با خصوصيات پسيکوتيک يا يک اختلال پسيکوتيک ديگر روي نمي دهد و ناشي از تأثير مستقيم يک اختلال طبي عمومي نيست.
توجه: اگر ملاک هاي قبل از شروع اسکيزوفرني وجود داشته باشد عبارت پيش مرضي را باید افزود. مثلاً اختلال شخصيت پارانوئيد (پيش مرضي ).
ویژگی های بالینی:
خصیصه بنیادین اختلال شخصیت پارانویید، شکاکیت و بی اعتمادی به دیگران است که تظاهر آن به صورت تمایلی نافذ و ناموجه برای تفسیر اعمال دیگران به اعمالی که گویا به قصد تحقیر یا تهدید بیمار انجام شده است.
افراد مبتلا به این اختلال تقریبا همیشه منتظر آن اند که دیگران به طریقی آنها را استثمار کنند یا به آنها ضرر برسانند. آنان در بسیاری از اوقات بی هیچ توجیهی در وفاداری یا صداقت همسر یا دوستان و همکاران خود تردید می کنند. ضمن این که اغلب حسادت مرضی دارند.
این گونه بیماران در واقع احساسات خود را برونسازی می کنندو دفاع مورد استفاده آنها فرافکنی است، یعنی تکانه ها و افکاریرا که خود دارند و برایشان غیر قابل قبول است، به دیگران نسبت می دهند.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانویید ممکن است در موقعیت های اجتماعی، آدم هایی فعال و کارا به نظر برسند، حال آن که اغلب دیگران فقط می ترسانند یا افراد را به جان هم می اندازند.
تشخیص افتراقی:
اختلال شخصیت پارانویید از اختلال هذیانی اغلب بر این اساس قابل افتراق است که هذیان تثبیت شده ای در اختلال شخصیت پارانویید وجود ندارد.
از اسکیزوفرنی پارانویید هم قابل افتراق است، چون در اختلالات شخصیت، توهم و اختلال در شکل تفکر وجود ندارد.
از اختلال شخصیت مرزی نیز قابل افتراق است، چون بیماران پارانویید به ندرت می توانند مثل بیماران مرزی، روابطی بیش از حد مداخله جویانه و آشفته با دیگران برقرار نمایند.
سابقه دراز مدت رفتار ضد اجتماعی هم که در شخصیت ضد اجتماعی دیده می شود، در بیماران پارانویید وجود ندارد.
افراد مبتلا به شخصیت اسکیزویید نیز افرادی منزوی و نجوش اند، ولی افکار بدبینانه ندارند.
سیر و پیش آگهی:
هیچ گونه مطالعه درازمدت مکفی و منسجمی در مورد اختلال شخصیت پارانویید صورت نگرفته است. اختلال شخصیت پارانویید در برخی از بیماران، مادام العمر و در برخی دیگر مقدمه اسکیزوفرنی است.
برخی دیگر نیز با پخته تر شدنشان یا با کاهش فشارهای روانیشان، صفات بدگمانانه خود را وارونه سازی می کنند و به این ترتیب به افرادی بدل می شوند که توجهی در خور به اخلاقیات و نوعدوستی از خود نشان می دهند.
اما بیماران دچار اختلال شخصیت پارانویید در مجموع تا آخر عمر در کار و زندگی با دیگران مشکلاتی خواهند داشت. مشکلات شغلی و زناشویی هم در این بیماران شایع است.
درمان:
روان درمانی:
درمان انتخابی، روان درمانی است. درمانگر در تمام برخوردهایی که با این گونه بیماران دارد، باید کاملا صریح و رو راست باشد. اگر به دلیل تناقض یا اشتباهی - مثلا به خاطر دیر رسیدن به جلسه روان درمانی - قصوری متوجه درمانگر شد، بهتر است صادقانه عذرخواهی کند. نه این که در دفاع از خود به توجیه بپردازد.
درمانگر باید همواره به خاطر داشته باشد که اعتماد و تحمل روابط صمیمانه برای بیماران مبتلا به این اختلال مشکل است. از این رو، در روان درمانی فردی، درمانگر باید رفتاری حرفه ای در پیش بگیرد و زیاد با بیمار گرم نگیرد. در غیر این صورت، بی اعتمادی او را به نحو چشم گیری افزایش خواهد داد.
بیماران پارانویید معمولا در گروه درمانی، خوب عمل نمی کنند. با این حال، روان درمانی گروهی برای ارتقای مهار تهای اجتماعی و کاهش شکاکیت آنها از طریق ایفای نقش می تواند مفید باشد. بسیاری از این بیماران، رفتار درمانی را هم - که برای پرورش مهارت های اجتماعی به کار می رود - ممکن است مزاحم و مداخله گر بیابند و تحمل نکنند.
گاه رفتار بیماران پارانوییدی به قدری خطرناک و تهدید کننده است که لازم می شود درمانگر آن را مهار یا محدودیت هایی برایش وضع کند. با تهمت زدن های بیمار باید واقع بینانه، اما آرام و به نحوی غیر تحقیر آمیز برخورد کرد. بیماران پارانویید اگر ببینند کسی که می خواهد به آنها کمک کند، ضعیف و درمانده است، وحشت زده می شوند. لذا درمانگر هیچ وقت نباید کاری کند که بیمار خیال کند او می خواهد بر وی مسلط شود، مگر آن که هر دو طرف بر سر به آن توافق رسیده باشند و قادر به انجام آن باشند.
دارو درمانی:
برای مقابله با سرآسیمگی ( Agitation ) و اضطراب این بیماران، دارو درمانی مفید است. در اکثر موارد داروی ضد اضطرابی مثل دیازپام کافی است. اما گاه نیز ممکن است لازم باشد از داروی ضد روان پریشی مثل هالوپریدول به مقدار کم و به مدتی کوتاه استفاده شود تا سرآسیگی شدید یا افکار نیمه هذیانی آنها قابل تدبیر باشد. پیموزاید را که داروی ضد روان پریشی است، در برخی از بیماران برای کاهش افکار بدبینانه آنها با موفقیت به کار برده اند.
منبع: کاپلان .ه. سادوک . ب. (2007)، خلاصه روانپزشکی، جلد دوم، ترجمه: رضاعی.ف. (1387) نشر فردا
عرفان هاي نوظهور دام شياطين براي قلوب پاك جوانان ماست
به گزارش پايگاه اطلاع رساني آثار آيتا... مصباح يزدي، رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) قم در ديدار با جمعي از طلاب مدرسه علميه معصوميه با اشاره به ويژگي عصر حاضر، در خصوص سرعت گرفتن حركت و تحولات زندگي گفت: در گذشته سالها و چهبسا قرنها طول ميکشيد تا تحولاتي در جوامع واقع شود، اما امروزه تحولاتي عميقتر در مدت زمان كوتاهي صورت ميگيرد.
آيتا... مصباح يزدي با اشاره به پيروزي انقلاب اسلامي گفت: شرايطي كه براي پيروزي انقلاب اسلامي حاصل شد و به دنبال آن امكاناتي كه براي پيشرفت اسلام در جهان فراهم شد، حتي براي خوشبينترين افراد نيز قابل تصور نبود.
وي با اشاره به شرايط امروز كشورمان اظهار داشت: كشوري كه روزي دستنشانده آمريكا بود و هيچ نقشي در معادلات بينالمللي نداشت و حتي در كشورهاي اسلامي بدنام بود و مردم آن را «اخاليهود» ميناميدند، امروز بسيار قدرتمند و عزتمند شده و در معادلات جهاني بسيار تأثيرگذار ظاهر ميشود.
آيتا... مصباح يزدي در تبيين نعمت عظيم انقلاب اسلامي گفت: در كشوري كه روزي روحاني مايه ننگ خانواده و طايفه به شمار ميرفت و حتي متدينهاي ما نيز کار روحانيت را گدايي محترمانه ميدانستند و شاه کشور را با حمايتهاي آمريكا و مستشاران آمريكايي اداره ميكرد، کسي خواب اين را هم نميديد که يك روحاني در رأس حکومت کشور قرار گيرد و نه تنها قانونا اينگونه باشد بلکه همه مردم از عمق دل به او عشق بورزند.
عضو مجلس خبرگان رهبري با اشاره به نعمت ولايتفقيه گفت: در فتنه اخير نيز رهبري با نقش اعجازگونه خود كشتي نظام را به ساحل امن رساند.
وي با اشاره به وجود يك تحول روحي و رواني در جامعه گفت: عوامل عادي همچون گسترش رسانهها و پيشرفت تكنولوژي، ايجاب ميكند كه توجه به ماديات و لذتهاي مادي و فسادهاي اخلاقي و اجتماعي افزايش يابد و اگر چه اين امور در جامعه ما نيز اثرات قابل توجهي داشته است، اما در كنار آن يك گرايش قوي و غير قابل تفسيري در جهت معنويت و ارزشهاي الهي نيز ايجاد شده است كه نشان از اراده الهي دارد.
آيتا... مصباح يزدي دستيابي دانشمندان جوان ايراني به پيشرفتهاي صنعتي را مرهون زحمات افراد بلند همت دانست و گفت: افرادي كه اختراعاتي را رقم زدند، داراي همتي بلند بودند و منتظر نتيجه در كوتاه مدت نبودند، و به طريق اولي، در برابر نعمت عظيم حکومت اسلامي كه خداوند به ما عطا كرده وظيفه ما همت بلند و اهميت ندادن به منافع شخصي و زودگذر است و بايد با فعاليتهاي بنيادين، اسلام را در جهان ترويج كنيم.
عضو مجلس خبرگان رهبري با اشاره به انتظارات طلاب در هنگام ورود به حوزههاي علميه، و کاستيها و موانع موجود گفت: نبايد كمبودها و نواقص ما را سرخورده و مأيوس كند؛ چرا كه نگرش يك طلبه نسبت به وظيفه خود بايد نگرشي جهادي باشد، نه نگاه شغلي. همانگونه كه در دوران هشت سال دفاع مقدس رزمندگان با احساس وظيفه جان خود را در راه خدا فدا كردند.
وي با اشاره به اينکه طلاب بايد در مقابل دشمنان دين به جهاد علمي بپردازند، گفت: ارزش كار طلابي كه چنيني نگرشي داشته باشند، بارها از ارزش رزمندگان در دفاع مقدس بيشتر است، چرا كه آنها در مقابل دشمن آب و خاك ايستادند، اما اين طلاب در برابر دشمن دين ايستاده و براي حفظ ميراث انبيا و دستاوردهاي سيدالشهدا عليهاسلام جهاد ميكنند، و اگرنسبت به تبليغ، تحصيل و پژوهش چنين نگرشي داشته باشيم همه مشكلات در اين راه ساده خواهد شد.
آيتا... مصباح يزدي با اشاره به اينکه جنگ بين حق و باطل از ابتداي خلقت وجود داشته و در آينده هم وجود خواهد داشت، ادامه داد: توسل و توجه به حضرت ولي عصر(عج) همواره مايه اميدواري طلاب بوده است و طلاب بايد بدانند كه اگر با صداقت براي خشنودي ايشان تلاش كنند، آن حضرت هرگز آنها را رها نخواهد كرد.
عرفانهاي نوظهور دام شياطين براي قلوب پاك جوانان ماست
رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) همچنين در همايش آسيبشناسي فرقههاي نوظهور، با اشاره به آيات قرآن كريم گفت: انسان به گونهاي آفريده شده كه گرايشي به خدا دارد و معمولا از اين گرايش به گرايش فطري خداشناسي يا حقطلبي تعبير ميشود و اين اساس زندگي انساني است كه انسان با خروج از آن با مشكلات عديدهاي مواجه ميشود.
آيتا... مصباح يزدي با اشاره به انبوه مشکلات فرهنگي و اجتماعي در مغرب زمين به موضوع نياز انسان به آرامش پرداخت و خاطر نشان كرد: پس از اينکه بسياري از مردم مغرب زمين از همه جا سرخورده شدند متوجه شدند که منشأ اين مشکلات منحرف شدن آنها از جهت اصلي خلقت است. بنابر اين به اين فکر افتادند که به سوي معنويات بروند. عدهاي طبيعتگرا شدند و به دنبال كنارهگيري از جمع رفتند، و عدهاي نيز به روشهاي به اصطلاح عرفاني روي آوردند تا از راه مراقبت و رياضت بتوانند آرامشي براي خود كسب كنند. البته اين روش در مشرق زمين سابقه طولاني دارد و اين رياضتها نزد بوديستها و هندوها رايج بوده است.
عضو مجلس خبرگان رهبري با اظهار تأسف از اينکه اثراتي از موج اين گرايشها به كشورهاي اسلامي و از جمله كشور ما هم رسيده اظهار داشت: برخي روشهاي عرفاني مانند شيطانپرستي، روشهايي است كه واضح البطلان بوده و از آنجا كه با تعاليم شرع و دين منافات دارد، جوانان مؤمن و متدين کمتر به آنها گرفتار ميشوند. اما مسأله جدي كه حتي در دانشگاهها و محافل علمي نيز مطرح ميشود، نوع تفكري است كه جوانان پاك و مؤمن ما را منحرف ميكند، چرا كه گاهي افکار و گرايشهايي ترويج ميشود که جنبه قداستي دارد و با آهنگ مقدس و پرجاذبهاي مطرح ميشود و جوانهاي بسيار پاک و مخلصي را در اثر ناآگاهي جذب ميکند.
وي ادامه داد: اين تفكر تنها راه رسيدن به كمالات معنوي را دين نميداند، و راههايي كوتاهتر و آسانتر بهعنوان عرفان براي رسيدن به كمال معرفي ميکند.
آيتا... مصباح يزدي با تأکيد بر اينکه مسؤولان بايد متوجه رواج اين نوع عرفانها باشند، به تبيين واژه عرفان پرداخت و گفت: در نوعي از عرفان كه با دين مرتبط است، انسان در اثر بندگي خداوند داراي قدرتهايي ميشود كه عنايت و عطيه الهي است، اما عرفاني كه امروز در سطح جهان ظهور كرده ربطي به خداوند و شناخت او ندارد، يعني محور فكري آن شناخت خدا نيست، بلكه حالت روحي برتري است که در آن انسان بر اثر رياضتهايي كه تحمل ميكند به قدرتهايي دست مييابد.
رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) با اشاره به قدرتهايي كه اين افراد كسب ميكنند گفت: همانگونه كه انسان با ورزش جسم خود را قدرتمندتر ميكند، با رياضت نيز به حالت روحي برتري ميرسد كه به دين و شناخت حقايق ربطي ندارد.
وي با بيان اين كه اين عرفان نميتواند جايگزين دين در زندگي بشر شود، اظهار داشت: دين براي انسان برنامه زندگي ارائه ميكند كه انسان با عمل به آن ميتواند به هدف خلقت و كمال برسد، اما آنچه امروز بهعنوان عرفان مطرح ميشود با رسيدن به كمال تلازم ندارد.
آيتا... مصباح يزدي با تأکيد بر اينکه هركاري براي خدا انجام شود ارزش داشته و نتيجهبخش خواهد بود، اظهار داشت: يكي از علتهاي استقبال از اين روشهاي عرفاني عليرغم رياضتهايي كه در آنها وجود دارد اين است كه دين براي رسيدن به کمال يك برنامه كلي و دائمي دارد و انسان در تمام لحظات زندگي، بايد مراقب اعمال خود باشد و مرتكب حرامي نشود و دائما تحت فرامين و نواهي الهي قرار بگيرد، اما رياضت در روشهاي عرفاني اگر چه دشوار اما داراي مدت محدودي است و اين انگيزهاي ميشود تا فرد حاضر به تحمل رياضتها در اين مدت محدود شود و در عوض خود را در ساير لحظات آزاد و رها احساس کند.
عضو مجلس خبرگان رهبري ادامه داد: آنچه كه علناً مخالف اسلام و دين است، براي افراد متدين واضح البطلان است، اما آنچه خطرناك است اين است كه اين روشها گاهي با عنوان دين مطرح ميشود و در كنار آن مواردي خلاف احکام اسلام ضميمه ميشود كه ممكن است برخي جوانان و متدينان نيز به خاطر عدم آگاهي كامل نسبت به دين جذب آن شده و منحرف شوند.
اين استاد اخلاق حوزه علميه گفت: اين عرفانهاي نوظهور دام بزرگ شيطان براي جوانان پاك و مومن است و گاهي كساني كه حتي حاضرند در راه دين جان خود را فدا كنند به اين مسير كشيده ميشوند.
آيت ا... مصباح در پايان خاطر نشان كرد: از اين رو وظيفه ماست كه مباني دين را به صورت مستحكم بيان كرده و منابع مفيد مطالعاتي همچون آثار استاد شهيد مطهري را به جوانان معرفي كنيم.
فهم قرآن كريم عروة الوثقايي است كه با آن گمراه نميشويم
رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) همچنين در همايش تبيين ضرورت دروس معارف قرآن با اشاره به سفر مقام معظم رهبري به استان قم گفت: با حضور ايشان در قم، مردم و طلاب اين استان مورد عنايت حضرت بقية ا... قرار گرفتند.
آيتا... مصباح يزدي در بيان انگيزه نوشتن كتب دروس معارف قرآن كه در حال حاضر در مؤسسه امام خميني(ره) تدريس ميشود، گفت: در دهه سي شمسي نخبگاني همچون شهيد بهشتي، رباني شيرازي و قدوسي به برنامهريزي در مدرسه حقاني پرداخته بودند تا تدريجا کمبودهاي حوزه نسبت به نيازهاي جامعه برطرف شود. و بنده در آنجا براي تدريس تفسير دعوت شدم. پس از گذشت چند سال متوجه شدم كه اگر بخواهيم به روش سنتي رايج تفسير را ادامه دهيم تفسير كل قرآن بيش از بيست سال طول خواهد كشيد كه آن هم گزيدهاي از تفاسير و نظريه مفسران خواهد بود كه هرچند مفيد است، اما نميتواند پاسخگوي نيازهاي جامعه و شبهات روز باشد.
اين استاد تفسير قرآن كريم ادامه داد: همين مسأله سبب شد تا به فكر بيفتم تا مطالب قرآن را دستهبندي كنم تا به صورت موضوعي عنوان شود و در هر موضوع چند آيه قرآن كريم مورد بحث قرار گيرد. البته ملاكهاي تقسيمبندي متفاوت بود و بالاخره در همين 9 بخشي كه تنظيم و چاپ شده، دستهبندي شد.
آيتا... مصباح يزدي با تأکيد براينکه فهم صحيح قرآن عروة الوثقايي است كه با آن گمراه نميشويم، اظهار داشت: اما اين روش دستهبندي مشتمل بر حصر عقلي نيست و هيچ كس ادعا ندارد كه بينقص است.
وي با اشاره به برخي سؤالاتي كه در خصوص اين دروس و كتب آن مطرح شده افزود: در اين كتب کمتر از روايات استفاده شده چرا كه اگر از روايات استفاده ميشد، جاي بحثهايي در خصوص دلالت و سند آنها وجود داشت، در حاليكه درخصوص قرآن از حيث سند نميتوان اشكال كرد و اگر دلالتها نيز اطمينانبخش باشد و با روش عقلايي با توجه به قرائن لفظيه و مقاميه بيان شود، براي همگان قابل قبول خواهد بود، و از طرفي اگر قرار بود روايات هم كار شودحجم مطالب بسيار زياد ميشد و بهعنوان برنامه درسي قابل اجرا نبود.
آيت ا... مصباح يزدي ادامه داد: همچنين تجربهاي از مرحوم علامه طباطبايي در تفسير گرانسنگ الميزان وجود داشت و آن جدا كردن بحثهاي روايي از مباحث عقلي و قرآني صرف بود كه به همين دليل آن تفسير حتي مورد توجه اهل سنت نيز قرار گرفته بود.
وي با اشاره به اينکه عليرغم زحمتهاي برخي دوستان، هنوز اين كتاب به صورت كتاب درسي در نيامده است اظهار داشت: از سويي شكي نيست كه اين كتب بينقص نيست و ازسوي ديگر پرداختن به مسائل قرآني در اولويت قرار دارد و چه بسا كسي بتواند با دقت مباحثي را مطرح كند كه مفيدتر و بهتر باشد.
وي در پايان بر اهميت قرآن كريم تأکيد كرد و گفت: بهترين و مفيدترين چيزي که براي طلبه در اين عصر سراغ دارم خواندن معارف قرآن است.
دستهها، آخرینها، آمار و ابزارهای کاربردی در یک نگاه.
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید